من لال شده ام

خاموش باش. که فریادت آرزوست

اونقدر میرم

اونقدر میرم

که برسم

به همون جایی که توی رویاهامه

به همون جایی که باید برسم

مهم نیست اگه اذیت بشم

مهم نیست اگه سخت باشه

مهم نیست دروغ بشنوم

مهم نیست پشتیبانی نباشه

مهم نیست کلاه سرم بره

مهم نیست گرسنه بمونم

مهم نیست خسته بشم

مهم نیست

مهم نیست

مهم اینه که میرم

و میرسم

(پی نوشت: عکسهای رسیدنم تو راهه)

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٢/٥ساعت ٦:۳۸ ‎ق.ظ توسط راضیه نظرات ()

به نظرتون زمین گرده یا زمان

زمین و زمان

عجب کلماتی

حالا هی دور بزن

هی دور بزن

خودتم دختر داری

یه روزی جلو چشمت

تمام این صحنه ها تکرار میشه

و تو

فقط نگاه میکنی

فقط نگاه

هی دور بزن حالا

هی

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٧ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ توسط راضیه نظرات ()

    


با قلم ...


    

با قلم می‌گویم:

       - ای همزاد، ای همراه،

                      ای هم سرنوشت

هر دومان حیران بازی‌های دوران‌های زشت.

شعرهایم را نوشتی

              دست‌خوش؛

اشک‌هایم را کجا خواهی نوشت؟

فریدون مشیری

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/۱٤ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ توسط راضیه نظرات ()

زیباترین آبشاری که دیدم

5اسفند 1393

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/۱۸ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ توسط راضیه نظرات ()

امروز باهاش کلی خندیدم.
نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/٢٥ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ توسط راضیه نظرات ()

خانمی بود برای خودش

خودش به تنهایی

چادری داشت و مرتب

موهایش اما نامرتب، آشفته، زیر چادرش پنهان بود

خسته

راه میرفت

دورتر دورتر دورترهااااا

نگاه را میدزدید

از معشوقه اش

قلبش اما تند میزد

زانوانش

خسته

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/۱ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ توسط راضیه نظرات ()

قرنهاست
جستجوگر آدم هستم
تا لذت خوردن یک سیب سرخ را با او تجربه کنم
قرنهاست ...!
مشکل از من نیست
... ... نه من....
نه سیب سرخ
نه شیطان
تو نایاب شدی آدم ...!!!!
نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٠/٤ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ توسط راضیه نظرات ()

بوسه های فرانسوی در مقابلت کم میارند ؛
بوسه هایت انار را می ترکاند ؛
آغوشت ابر را می باراند ؛
زمستون تویی تو ...
یادت باشد هنگام بارش برف ؛
سرت را رو به آسمان نگیر ...
من ..!
به بوسه های برف روی صورتت هم حسودی می کنم ...

زمستانت مبارک باد

آبی

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢۸ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط راضیه نظرات ()

بودن، بودن میخواد

نبودن هم بودن میخواهد

بلاخره یک روز بوده ای که حالا قرار است نباشی

توجه، بودن میخواهد

محبت هم

دروغ هم

وقتی نباشی

نیستی

مثل همیشه

دلم بغض کرده، ساکتی دارد مرا میخورد، تکه تکه ام میکند. خواهم دید. همان وقتی که به زور، به اجبار، توجه را گدایی میکنم، توجه را گدایی میکنم

کور نیستی

ببین

من هستم

بودم

نمیدانم خواهم بود

فقط

توجهی که به اجبار باشد

ارزانیه خودت

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢٦ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط راضیه نظرات ()

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم

ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم

 

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک‌خورده‌ایم

 

اگر داغ دل بود، ما دیده‌ایم

اگر خون دل بود، ما خورده‌ایم

 

اگر دل دلیل است، آورده‌ایم

اگر داغ شرط است، ما برده‌ایم

 

اگر دشنۀ دشمنان، گردنیم

اگر خنجر دوستان، گُرده‌ایم

 

گواهی بخواهید، اینک گواه

همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم

 

دلی سر بلند و سری سر به زیر

از این دست عمری به سر برده‌ایم

 

قیصر امین پور

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢٥ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط راضیه نظرات ()

ساعتها زیر دوش به

کاشی های حمام خیره می شوی !

غذایت را سرد می خوری !

لباسهایت دیگر به تو نمی آیند

همه را قیچی می زنی !

ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی

شبها علامت سوالهای فکرت را

می شمری تا خوابت ببرد !

تنهایی از تو آدمی میسازد

که دیگر شبیه آدم نیست

روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد . . .

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٢ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ توسط راضیه نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/٢۳ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ توسط راضیه نظرات ()

نخست ثانیه‌ها
کمی بعد
دقیقه‌ها
ساعت‌ها
روزها...

به خودت که می‌آیی
می‌بینی
سال‌هاست
درد می‌کشی وُ
چیزی حس نمی‌کنی...

- سیدمحمد مرکبیان

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۱٥ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ توسط راضیه نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/٢٢ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ توسط راضیه نظرات ()

بهار که نزدیک باشد

خیلی ها میفهمند بهار شده است

جوانه میزنند

سبز میشوند

پر بار می شوند

خلاصه

کلی آدم می شوند

اما امان از وقتی که بهار را نفهمند

یعنی

بهار دور شده باشد

امان

امان

امان

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/٦ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ توسط راضیه نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢٥ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ توسط راضیه نظرات ()

شب که میشود آدم فکر میکند باید بخوابد

خب میخوابد

روز هم که میشود آدم فکر می کند باید بیدار بماند

خب بیدار میماند

مثلا نمیشد برعکس بشه

روز و با شب

مثلا روزا بخوابیم

خب میخوابیم که

یا مثلا شبا

بی خیال

یه وقت تنظیماتش میریزه به هم سردمون میشه

مثه مثلا پکیج

که تنظیماتش میریزه بهم سردمون میشه

یه وقت

یهو

همینطوری

فشار آب زیاد میشه خب

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۳٠ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ توسط راضیه نظرات ()

اگر خوب دقت کنیم میبینیم که میچرخد،

زمین را میگویم

مثلا جایی که قبلا اون ایستاده بود، العان این ایستاده،

یا مثلا درختها

یه وقتایی اینجا هستند

یه وقتهایی یه جای دیگه، کناره بقیه درختها

یا مثلا

توپ

وقتی بزنی زیرش میچرخه دیگه

میره یه طرف دیگه میافته

کلا همین دیگه

زمین میچرخه

مثال میخوایی چیکار

همین و بدون زمین میچرخه و بس

این مطلب علمی نیست
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱۱ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ توسط راضیه نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢٠ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط راضیه نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۱٦ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ توسط راضیه نظرات ()




قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت