سر و صداها

سرم را پايين مي اندازم و سكوت ميكنم

چقدر كفشهايم خاكي

پاهايم خسته

رگهاي دستم بيرون زده اند

گاهي چشمانم سياه ميشود

از چشمانم نيست

دنيا تاريك است

از انگشتهايم نگفتم، واي، درد ميكند

😂😂😂😂😂

چقدر بهم نمياد اينطوري حرف بزنم

حتي ديوار روبرو هم دهن پيدا كرده داره بلند بلند به من ميخنده

خاك بر سرِ نفهم اش

نميگه يه وقت بهم برميخوره

واي اصلا يادم نبود

خيلي وقته اصلا بهم برنميخوره

چرا آيا بنظرتون؟!

كلا مهم نيس

تو مهم نيستي

من مهم نيستم

فلاني مهم نيس

ناخن هام مهم نيس

واي موهام

موهام

اونم مهم نبود

واي از مهم نبودن هاي اجباري

/ 0 نظر / 44 بازدید